السيد موسى الشبيري الزنجاني
6459
كتاب النكاح ( فارسى )
اينجا مىگويند خيار برداشته شد و لو بعداً عنين شود . اين آقايان با استدلال به اين روايت مىخواهند بگويند اگر اول دخول شد و يك سال هم عنن باقى ماند به دليل آن رواياتى كه مىگويد اگر در وسط سال عننى شد آن عنن بعدى ديگر فايده ندارد . در اين مسأله هم همين طور است و نمىتواند فسخ كند . در حالى كه اين دو با هم ملازمهاى ندارند كه اگر در يكى گفتيم ، بايد در تمام اينها بگوييم هر چند عنن شد بايد سال به سال تجديد شود . عبارتهاى فقهاء در مسأله : فقهايى كه مىتوان گفت مطلق مىخواهند بگويند كه بعد از دخول - فرض اول - را هم مىگيرد . 1 - عبارت صدوق در مقنع است : « ان ابتلى رجل فلم يقدر على جماع امرأته فرق بينهما ان شاءت » ظاهر اطلاق اين عبارت مورد بحث ما را كه عقد كرده و متعارفاً اوائل عقد وقاعى صورت گرفته و بعد عاجز شده را مىگيرد و اخراج اين عجز بعد از دخول خيلى خلاف ظاهر است . بعيد است بگوييم مخصوص موردى است كه قبل از اينكه زن بگيرد « ابتلى » و بعد حقه زده و ازدواج كرده يا اينكه عقد كرده و مدتى هم قادر بوده ولى دخول نكرده و عاجز شده است . به حسب اطلاق از اين روايت استفاده مىشود كه شامل بعد الدخول نيز مىشود . « 1 » 2 - مقنعه مفيد : « و إن تزوجت به على أنه سليم فظهر أنه عنين انتظرت به سنة فان وصل اليها و لو مره واحده فهو أملك بها و ان لم يصل اليها فى مدّة السنة كان لها الخيار « 2 » فان حدث بالرجل عنّه بعد صحته كان الحكم فى ذلك كما وصفناه تنتظر به سنة فان تعالج فيها و صلح ، فبها و الا كان المرأة بالخيار . »
--> ( 1 ) - البته اگر ما بوديم و همين روايت مىگفتيم گاهى مرد را جادو مىكنند و او نمىتواند با همسرش مباشرت كند ولى اين غير از عنن مصطلح است كه با هيچ كسى نتواند مباشرت كند . ( 2 ) - تا اينجا راجع به عنن سابق است كه قبل از عقد عنين بود و زن بعداً فهميده كه اين مرد عنين است .